ویترین

!مراقب باشید،شاید اجناس خیلی قیمتی نباشند امابرای بعضی ها ارزشمندند.لطفاَ دست نزنید

ویترین

!مراقب باشید،شاید اجناس خیلی قیمتی نباشند امابرای بعضی ها ارزشمندند.لطفاَ دست نزنید

ویترین

محلی برای نوشتار های بیخودی از سر دلتنگی

۷ مطلب در خرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

۲۲
خرداد
۹۳

جمکران1


شعری نداشتم بنویسم به پایتان

جز یک دل شکسته و چشم انتظارتان



نیمه شعبان بر تمامی شیعیان و تمامی انسانهای حقیقت جو مبارک باد.



  • مرتضی معادی
۲۲
خرداد
۹۳

بله.اینجوریاست دیگه 
بعضیا دوست دارن سخنرانی کنن برای مردم و شعار بدن...
بعضی مردم دوست دارن شعار بشنون از مسئولین و شروع کنن به بادمجان دور قاب چینی و کف زدن و ...
بعضی مردم هستن که وقتی برادر های مسلمونشون دارن بی گناه کشته میشن و وقتی دارن ثروتشون و غیرتشون رو به تاراج میبرن و وقتی دارن ثانیه به ثانیه به ناموسشون نزدیک میشن و وقتی دارن پا روی ظاهراً اعتقاداتشون میذارن، دست بزنن و هورررا بکشن و جشن بگیرن این تدبیرشونو وقتی که پشتشونو به به برادرای دینیشون میکنن و میخندن...

بعضیا ....

    خیلی کارا میکنن...

فقط بخاطر امید الکی
امید الکی

  • مرتضی معادی
۲۲
خرداد
۹۳

آنها که مرا می شناسند

       میدانند

       خیلی از اوقات

               در کار هایم

                         پلنگم

         اما

           این صورتی بودنم

               مرا به دردسر انداخته

  • مرتضی معادی
۱۸
خرداد
۹۳

 

<<شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند>>
                       شاعران خورشیدند
    شاعری بود اگر
             یادش هست
               حرفش هست
                     اصلش هست
 شاعران امّیدند
      من درختی دارم
                 که ندیدم آنرا
                        لیک بذرش در دستم جاریست
     آنرا خواهم کاشت
                  با امّید
                   بر لب جوی دلم
              به امید آنکه
                      خورشید
                      مهربانی بکند از جایی
                            نگهی بر دل من هم بکند
       بر این بذر _____



  • مرتضی معادی
۱۵
خرداد
۹۳


نام:محمد حسین
نام خانوادگی:خشکنابی تبریزی
تخلص:بهجت-شهریار

زادگاه:تبریز
تاریخ تولد:سال 1285 شمسی
تاریخ وفات:سال1367 شمسی
مدفن:تبریز

محمد حسین بهجت خشکنابی تبریزی،متخلص به شهریار از نام آوران شعر فارسی در روزگار ماست.او،فرزند حاج میرزا آقای خشکنابی است که در سال 1285 شمسی در تبریز زاده شد.شهریار تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تبریز گذراند و سپس راهی تهران شد.در دار الفنون درس خواند و آنگاه به دانشکده پزشکی دانشگاه تهران رفت.اما، به سبب یک رویدار عاشقانه درس و بحث را رها کرد و به خدمات دولتی روی آورد.در ابتدا(در سال 1310)در اداره ی ثبت اسناد مشغول به کار شد سپس مدتی به نیشابور رفت و دو سالی هم را در مشهد مقدس گذراند.سپس به تهران آمد و به خدمت در شهرداری مشغول شد.سال بعد هم به بانک کشاورزی انتقال یافت و تا بازنشستگی در آنجا مشغول بود.
او در ابتدا ((بهجت))تخلّص میکرد و بعداً ((شهریار)) را برای تخلص خویش برگزید.
دیوان شهریار،مجموعه ایست از قصیده،غزل،مثنوی،قطعه،مسمط،ترکیب بند و چند شعر نیمایی . در روزگار ما ، شهریار ، شناخته ترین غزلسرا است.در این غزلها،شوری عاشقانه با واژگانی پیراسته و پاکیزه،خود را نشان میدهد.هر چند که شهریار،از پیروان حافظ است و بیشترغزل های پر شور او به پیروی از حافظ سروده شده است،امّا توان او،در مثنوی سرایی بیشتر است،و اگر در غزل ، آثار پیروی از شعر حافظ در شعر او پیداست،در مثنوی هایش چنان مهارتی از خود نشان داده است که ،مکتب او را در مثنوی سرایی بی بدیل کرده است.اما او در زمینه های دیگر نیز چنین قدرتی از خود نشان داده است.همانطور که قصیده ی او در مدح حضرت علی علیه السلام خوش درخشیده است.با این همه او هر گاه با یک موضوع خودمانی و صمیمی باشد ، آنرا به شیوه ی نیمایی بیان میکند . چنانچه در دو اثر ((پیام به انیشتن)) و ((ای وای مادرم)) اینطور بوده است.اما او صمیمیتی را که در منظومه ی ((حیدر بابایه سلام)) از خود نشان داده است ،در آثار دیگر نداشته و تنها دلیل آن هم الفتی است که با زبان بومی خود داشته است.به هر ترتیب ،بی تردید،شهریار،بزرگترین شاعر شعر کلاسیک ، در روزگار ماست.
نخستین مجموعه اشعار شهریار،در سال 1330 با مقده های زنده یاد((بهار)) و ((سعید نفیسی))منتشر شد و با انتشار مثنوی((روح پروانه)) شهرت شاعرانه ی او ،اوج گرفت.در سال 1330،بیشتر از پانزده هزار بیت از قصیده،غزل،مثنوی و قطعات او چاپ شد و دیوان کامل وی نیز در سال 1365در تهران چاپ و منتشر شد.
شهریار در سالهای پایانی زندگی خویش ، در تبریز زیست.امّا در سال 1367 شمسی،در بیمارستان مهر تهران،زندگی را بدرود گفت و پیکر او در مقبه الشعرا  در تبریز به خاک سپرده شد.
روحش شاد و قرین رحمت خداوند منان باد.

شهریار در google
شهریار در wikipedia


شهریار در وبلاگ:
مادرم
  • مرتضی معادی
۱۵
خرداد
۹۳
امام زمان 1


پرپر مکن خودت گل نرگس مگو به خود                         

                                            کردست آدم هر چه ز دستش بر آمده

آقای جمعه هــــــای غریبی ظــــهور کن                        

                                             این انتظــــــار ز دســت کسی بر نیامده

این میــم من به میــم تو آخر نمیرســــد                         

                                             هـــــــر آرزو به هر کس و نا کس نیامده

  • مرتضی معادی
۱۱
خرداد
۹۳

داشتم در باره ی یه شعری جستجو میکردم چشمم به این شعر افتاد.به نظرم جالب بود.


اهل اینجایم

کار و بارم بد نیست

تکه طنزی دارم، تپه هوشی، سر سوزن اخلاص

مادری دارم، میشینه توی خونه، می بافه دونه دونه

دوستانی بهتر از صد دشمن...

لای یک نون لواش، پای آن لیوان چای

من که خوشحالم

لقمه ام پر شده از مشت پنیر!

من نمی دانم

که چرا می گویند، اسب گوسفند قشنگی است

 کفتر من پس کو؟

و چرا هیچ خری کرکس نیست

وزغ از یک گل ارکیده چه کم دارد؟ هان؟

اشتهامان پس کوش؟

گل شبدر آنجاست!!!

چشم ها را باید شست، با اسید یا وایتکس

کار ما نیست که خرمن کوبیم!

کار ما فوقش این است

که به گاوِ نرِ همسایه مان(!)

یک سلامی بکنیم


                                            منبع:یک تکه طنز

  • مرتضی معادی