ویترین

!مراقب باشید،شاید اجناس خیلی قیمتی نباشند امابرای بعضی ها ارزشمندند.لطفاَ دست نزنید

ویترین

!مراقب باشید،شاید اجناس خیلی قیمتی نباشند امابرای بعضی ها ارزشمندند.لطفاَ دست نزنید

ویترین

محلی برای نوشتار های بیخودی از سر دلتنگی

تکمیل می‌شود

شنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۷، ۰۴:۳۹ ب.ظ

جهت خالی نبودن عریضه و این صحبت‌ها، این شعره که داستانش یه چنتا پست پایین‌تره رو دارم مینویسما! فکر کنم ادامه داشته باشه ولی تا همینجاشو میذارم که یوقتی مردم لال از دنیا نرم! :))

نرم نرمک آدمی
در درون من به خواب میرود
نور تا که میرسد ز روزنی
تا کمر به منجلاب میرود
چشم‌ها طمعه‌ی تعفن‌اند
روی گونه‌ها سراب میرود
***
کودکی
دور دست خواهرش حباب می‌کشد
بی هوا
روز‌ها
قد سایه اش بلند میشود
در زمین، دم غروب
در هوای سرد کوچه‌ها
عذاب می‌کشد
فکر کن ...
کودکی که
با دو دست خالی‌اش
ماه از آب می‌کشد!
***



مبعث حضرت رسول(ص) هم مبارک باشه :hibiscus:

  • مرتضی معادی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">