ویترین

!مراقب باشید،شاید اجناس خیلی قیمتی نباشند امابرای بعضی ها ارزشمندند.لطفاَ دست نزنید

ویترین

!مراقب باشید،شاید اجناس خیلی قیمتی نباشند امابرای بعضی ها ارزشمندند.لطفاَ دست نزنید

ویترین

محلی برای نوشتار های بیخودی از سر دلتنگی

کمتر از یک کیلو سیب زمینی

شنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۱:۰۳ ق.ظ

   ممکنه برای هر کسی پیش بیاد که یه موقع پول تو خونه نداشته باشه.جدیدا خیلی کمتر شده ولی قبلا بیشتر پیش میومد .دقیقا یادم نمیاد چند سال پیش بود ، فقط یادمه وقتی روی صندلی نشسته بود ، و من جلوش ایستاده بودم صورتم جلوی صورتش بود . مادرم میخواست غذا درست کنه ولی سیب زمینی کم داشتیم. از اونجایی که پدر بزرگوار خونه نبودن مامور شدم برم بخرم بیارم . لباسامو پوشیدم و رفتم تو آشپزخونه که پول بگیرم از مامانم .وقتی کیفشو باز کرد با یه حالت عصبانی و مبهوتی سرشو آورد بالا که پولام تموم شده ، خودت چیزی نداری بخری بعدا بهت بدم؟ منم نداشتم.خلاصه همه کیفشو گشت یه هزارتومنی پول سید پیدا کرد که برم کارو راه بندازم فعلا.

   خلاصه راه افتادم رفتم . یه دست فروشی سر کوچمون بود(و هنوز هست) که کلا یه تیکه زمین داشت برا خودش و یجورایی مغازش بود.اون روز یادمه تقریبا ساعت دو و نیم سه بود و مغازه های دیگه همه بسته بودن.رفتم پیش همون دستفروشه.یه پلاستیک ازش گرفتم و شروع کردم به سیب زمینی برداشتن. بعد بردم که پولشو بدم ، پرسیدم کیلویی چنده؟گفت 1500 تومن . یهو جا خوردم.من کلا آدم خجالتی ای ام ، حالا حساب کنین تو یه همچین شرایطی هم قرار گرفته باشین. من من کنان گفتم ببخشید من همین هزار تومنو بیشتر ندارم ، میشه کمترش کنین برام ؟ترازوشم از این قدیمیا بود که یه سمتش وزنه میذاشتم  ، یه سمتش جنس .

   رفتار اون روز فروشنده رو هیچ وقت یادم نمیره.یه دفه صداشو یکم برد بالا و با یه حالت عصبانی و طلبکارانه گفت نه نمیتونم . وزنه ندارم یک کیلویی هست فقط. یادمه یکی دو ثانیه مکث کردم و دوباره یجور دیگه ازش درخواست کردم . اون روز با دوتا سیب زمینی هم کارم راه میوفتاد ولی آخر سر نتیجه این شد که من سیب زمینی ها رو خالی کردم سر جاش و دست از پا دراز تر برگشتم خونه.وقتی به مامانم گفتم که نتونستم بخرم چون پولم کم بود چیزی نگفت .من خیلی ناراحت بودم ولی مامانم گفت عیبی نداره حالا . شبش هم که برای بابام تعریف کردم با یه خونسردی خاصی که معمولا همه پدرا دارن گفت : ای بابا ، اشکال نداشت که . خودتو معرفی میکردی . هم منو میشناسه هم همه عموهاتو . همسایه ایم ها. تقصیر تو بوده که خودتو معرفی نکردی.

   ولی من هیچ وقت نتونستم خودمو مقصر بدونم.درسته بچه بودم ولی حرفم این بود که اصلا به فرض اینکه من یه بچه یتیم و بی همه کس . این رفتار از روی مردانگی بود یا نه ؟خلاصه که از اون روز به بعد هیچ وقت یه پلاستیک خالی هم از اون آدم نگرفتم.تو همون بچگیم اینقدر غرور داشتم که دوچرخمو بر میداشتم تو کل محله دور میزدم تا یه مغازه پیدا کنم خریدمو بکنم.همیشه هم مامانم بهم میگفت برو از همین بگیر دیگه ، ولی من دیگه نرفتم.هنوز هم نمیرم .اون طرف بالا سرش سقف درست کرد . ترازوی دیجیتالم آورد ولی من دیگه کلامم بیوفته سمتش نمیرم . اون روز رفتاری با من شد که به هیچ وجه توجیه نداشت.اگه همه چیز دنیا هم عوض بشه اون هیچ کسی اونی که بوده رو نمیتونه عوض کنه . از صمیم قلب باور دارم اون فرشونده هنوزم همون آدم گذشته است و با وجود اینکه قیمت منصفانه ای داره ولی آدم خیلی منصفی نیست .




نظر شما چیه ؟ شما بودین میرفتین دوباره پیشش؟
اینم بگم که تو بچیام از این کارا زیاد کردم... والا !


  • مرتضی معادی

نظرات  (۶)

الهی... چ بیشعور بودهههه
ازین اتفاقا برا خیلیا میوفته... من ک با هر فروشنده ای ازین بحثا داشتم دیگه هیچ وقت مغازش نرفتم...
پاسخ:
آره دیگه ، نامردیه ...
ایشالا کمتر بشه این اتفاقا ، البته الانم که هست همچین چیز مهمی نیستا ، ولی ...
نه منم اگه بودم سمتش نمی رفتم

البته با اینجور فروشنده ها تا حالا برخورد نداشتم 

اما خب ترجیح میدم مشتری کسی باشم که بااخلاقترِ


پاسخ:
خوش به حالتون که خیلی برخورد نداشتین
هر چی این مدل نا ملایماتو آدم کمتر ببینه بهتره

"از صمیم قلب باور دارم اون فرشونده هنوزم همون آدم گذشته است..."

موافق نیستم
پاسخ:
هر چقدر گشتم متن دقیق حدیث رو پیدا نکردم که اینجا بذارم . از همین جا خوش به حال اونهایی کههم تسلط دارن و هم فهم دارن و هم ظرفیت استفاده ی درست از این احادیث (علمائ واقعی)
________________
و اما جواب دوست عزیزم اینکه منم خیلی دوست دارم مخالف این باشم که برای حل بعضی ایرادات راهی نیست ولی واقعا ممکنه پیش بیاد تو یه شرایطی
پیامبر اکرم (ص) هم ضمن حدیثی فرمودند که هیچ چیز غیر قابل اصلاح نیست بجز ذات و طینت آدم.
وقتی چیزی توی ذاتت باشه خلاصه یه موقعی میزنه بیرون ...
اینم نظر من به استناد . البته اگر بد استفاده کردم ان شا الله خداوند ببخشه به کج فهمی بنده و به اینکه خواستم سوئ استفاده ای از روایت بکنم محکوم نباشم !

پس بهتره برای اینکه از احادیث سوء استفاده نکنیم و در پیشگاه حضرت محکوم نشیم تا مطمئن نیستیم اصلا استفاده نکنیم!
بحث بر قضاوت است و اونهم قضاوت بر دورن آدمى...!

گر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش نکن ، شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی... "
نامه حضرت علی ع به مالک اشتر
پاسخ:
بحث علمی شد دیگه ...
نمیدونم والا ! ممنون برادر 🙌🙌🙌🙌
  • ..: باران :..
  • ای بابا! ببخشید آدما رو!
    پاسخ:
    همه رو ؟!
    بقول سجاد عباسی ، کلاس دوم :چشم !
    😂😂😂
  • دریا _ گاه نوشته های من
  • من بودم می رفتم به خاطر اینکه سقفی رو سرش نبود اما فکر نکنم اون رفتارش را فراموش می کردم
    پاسخ:
    فروشش خوبه خدا رو شکر !
    من که به نرفتن عادت کردم کلا ...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">